در خیالم-سیدمحمدعلی آل مجتبی
مثل یک اندیشه ، یا تصویر آهی در خیالم
می خرامی چون تخیل گاه گاهی در خیالم
حال سرگردان موجود ، بال سبز مرغ طوفان
می شنائی تند و سرکش مثل ماهی در خیالم
مانده ام در بیشه های بی سر پایان رؤیا
و تو در این بی کرانه کوره راهی در خیالم
می شناسی لحظه های غربت فریاد هایم
در تو می پیچد صدایم ، عمق چاهی در خیالم
وسعت یک بامدادی ، غرق نوری ، آفتابی
بی تو می ماند به جا رنگ سباهی در خیالم
کور و کر کردند شب ها در سیاهی عاشقت را
باز کن چشم مرا با روی ماهی در خیالم
سیب را هرچند با اشک خدا آغشته کردی
مادر عشقی ، ضمیر بی گناهی در خیالم
شاید این بانو شبیه نیمه ی پنهان نباشد
با که رخ داده است امشب اشتباهی در خیالم
آل مجتبی - اسفند 1369
کازرون