نگاه مست تو از جنس سیب و گندم بـود-سیدمحمدعلی آل مجتبی
نگاه مست تو از جنس سیب و گندم بـود
خیال چشم تـو آیـیـنـهی تـوهـّم بـود
کـویر عشق تو را کوچه کوچه پـیـمـودم
سراب وهـم و عطش در تب تلاطـم بـود
تمام وسوسه ها از تـو بـود ، شیطان کیست؟!
فرشته عشق ندانست ، کار مـردُم بـود
و من که تجربهی عشق را رقم خـوردم
فریب چشم تـو را نـیـز بـار چـنـدم بـود
نـبـود طاق دو ابروی تـو خـم محراب
مقرنسی ست که زائیدهی سر خـُم بـود
تـو آیه آیه به ایـمـان من رسـوب شـدی
حدیث عشق تـو در سـوره های من گم بـود
نـبـود رحم و مروّت مـیـان سینهی تـو
اگـرکـه بـود فـقـط اندکی تـرحـّم بـود