نامه ـ سید محمدعلی آل مجتبی
نامه ـ سید محمدعلی آل مجتبی
قرار این است بنویسم از احوالی که میدانی
و از احساس انسان بداقبالی که میدانی
چه میخواهی بدانی از دل تنگی که من دارم
چه بنویسم دگر دربارهی حالی که میدانی
پر پرواز را بستند تا در خانه بنشیند
کبوترزادهی مست سبکبالی که میدانی
در استمرار آدم اشتباه تازهای دیدم
که اغوایم نمود آن دانهی خالی که میدانی
گناهی صعب در پرونده آدم نمیبینم
به غیر از خوردن آن میوهی کالی که میدانی
شبی صدبار شعر خواجه شیراز میخوانم
و پیدا میکنم تعبیر آن فالی که میدانی