نهانخانه ی کازرون

نهانخانه ی کازرون

یکی از تختگاههای تاریخی، فرهنگی فلات پیر ایران، اقلیمی کهنسال به عهد " پارینه سنگی" (1) وپس از آن "پارسوماش"  "پارسه"،  " بیشاپور"  و به عبارتی" کوه زران"  است که با تکیه بر پدیده های طبیعی نهفته در سینه ی زاگروس  و بهره مندی از اندیشه های بکر بومیان منطقه، گاهی در قالب آوردگاهی سیاسی، روزگاری علمی  و زمانی دینی، به مشق مدنیت و فرهنگ مشغو ل بو ده، ضمن اینکه در درازنای تاریخ همواره پتانسیل های موجو د را به نفع بشریت استخراج می نموده است.

یکی از تختگاههای تاریخی، فرهنگی فلات پیر ایران، اقلیمی کهنسال به عهد " پارینه سنگی(1) وپس از آن "پارسوماش"  "پارسه"،  " بیشاپور"  و به عبارتی" کوه زران"  است که با تکیه بر پدیده های طبیعی نهفته در سینه ی زاگروس  و بهره مندی از اندیشه های بکر بومیان منطقه، گاهی در قالب آوردگاهی سیاسی، روزگاری علمی  و زمانی دینی، به مشق مدنیت و فرهنگ مشغو ل بو ده، ضمن اینکه در درازنای تاریخ همواره پتانسیل های موجو د را به نفع بشریت استخراج می نموده است.

نشانه های این گفتار کوتاه را می توان در لا به لای پروپوزال های تحقیقاتی مستشرقین یا پژوهشگران داخلی علوم مردمشناسی و باستانشناسی سده های هیجدهم میلادی به این سمت جستجو کرد.

       تنگ چوگان، فرد وس المرشدیه، دو ان، تنگ ترکان و  دیدگان جستجوگر حافظ در کوچه پس کوچه های بلیان بدنبال مراد خو یش، یکی از پارامترهای انقلابگر طبیعت نهانخانه ای است که در تئوریهای علو م ذکر شده بالا، به مراتب از آنها سخن به میان آمده است. اما آنچه در نزد اندیشمندان بومی همو اره از دغدغه ای معمو لی فراتر رفته و به یک نگرانی دایمی تبدیل شده، نگارنده را بر آن می دارد که همگام با دوستداران پیشرفت و عزت سرزمین مادری به نکاتی هر چند تکراری بپردازد.

     اکنون که بانگ شوم " جغد جهانی شدن" بر پشت بام خانه های گلی اتاقهای آبی  مردم جهان، بخصوص مشرق زمین طنین اندازشده است ،شاید دیرشده باشد که از راه حلی بومی، جهت مقابله با حو ادث غیر مترقبه ی از دست در رفته، سخن گفت.چراکه در این لحظات وانفسا، ریتم سریع زندگی وساقدوشی فناوری ارتباطات، در جشن صنعت  وتکنو لو ژی، بشر را در اصل به تکاپویی بی محتو ا و  عبث سو ق داده، بنابر این بی هیچ مقا ومت گفتاری، بایستی تهی شدن سرزمینهای بکر را از بدیهیات روزگار برشمرد و بر راه حل های اساسی تری، تامل کرد.

مهاجرت و مسافرت، در هیچ یک از منظو مه های اجتماعی ،حتی مذهبی سرزنش نشده ، چه بسا دینی چو ن اسلام وپیامبری چو ن نبی اکرم (ص) از آن به عنوان جلای ر وح انسان و پیشرفت بشریاد کرده اند. در این میانه،دو دیدگاه و دو رسم الخط به مو ازات هم در حرکتند . اولی از انسانی که با دیدگاهی معنوی و آمو زه های جهانی قدم به راهی تحسین شده میگذارد ودومی برای امرارمعاش وکسب روزی خانو ادگی، که این نیز تا مرز تعالی، امتیاز آسمانی کسب کرده است، امابازهم، هیچ کدام از این دو، بیماری رو زگارما نیست.

       قاچاق انسان و  پنجه های زهر آگین مهاجرت های بین المللی از هر کجا و  با هر خاستگاهی که زاده شده، کابو سی است که دیر یا زود بشر را به آخر خط رسانده و از پای خو اهد انداخت. این است بیماری لا علاج روزگار ما.

        کازرون نیز مانند تمام زیستگاههای جهان، در معرض شیوع این بیماری، قرارگرفته و هیچ لحظه ای از تیررس مگسکِ زورمند روزگار در امان نیست. زیرا جهان در حال تسخیر شدن است و نطفه ی دلشو ره ی بشر در جایی دیگر بسته شده . بنابر این در این معرکه ی نفس گیر، شایسته نیست اندک رو زنه ی امید را هم به هر دلیلی،  بست و در دایره ی  کوچک  پیرامون خو د، به دنبال  ضعف تراژیک  گشت و "  از خود کشی "  کرد .

                هرکسی روزبهی میطلبد ازایام           علت آنست که هرروز بتر میبینم(2)

امروز اغلب مردم جهان روزبهی از ایام میطلبند. مردم آمریکا، فرانسه، ایتالیا، روسیه، استرالیا، چین، آفریقا و سایر کشورهای پیشرفته ی صنتی به شدت از درون پو سیده اند .آنان  به ناگزیر مصالحه کرده اند.  مقابله فعلی و ستیزه های مردمی امروز هم متعلق به کشو رهایی اصیل و فرهنگی، ازجمله ایران است که پذیرش بی هویتی انسان برایش دشو اراست. ایران همیشه در آوردگاهی همه جانبه قرار گرفته و پی در پی از تمامی مدنیت و فرهنگ خود دفاع کرده است . تاثیرات مستقیم وروانی جنگ را نباید فراموش کرد.خبرکوتاه احتمال جنگ، تمام مکانیزمهای بدن انسان را از کار می اندازد چه برسد به اینکه هشت سال طاقت فرسا با همه ی ابعادش در خانه و کاشانه ی هر ایرانی سایه انداخته باشد.   

 

 کازرون !!!!!

شهرستان کازرون با قدمتی به مو ازات حیات بشر در جنوب غرب ایران و با تکیه برگفتارپروفسورسکندرامان اللهی، با توجه به کشفیات باستانشناسان ومردمشناسان استانهای لرستان و کرمانشاهان مبنی بر چهل هزار سال سابقه حیات بشر، یکی از مناطق سرشار از منابع طبیعی و مو رد تو جه  بو ده است.درعصرساسانیان نیز، به مرکز نشر فرهنگ ،هنرو اعتلای علو م انسانی تبدیل شده  و یکی ازدستا و ردهای کوه زران تربیت وپرورش فرهیختگان و دانشمندانی است که نصرالله مردانی یکی از آنان است. اما چه میشود که مردانی نیزاز آن به عنو ان " شهری مجروح و  خسته " (3) یاد میکند و مینو یسد :

              شهر سبزی که اینک خزان است            خسته از گردش آسمان است   

 نگارنده در گفتار مقدماتی خو د، به درد مشترک بشر در عصر حاضر اشاره ای مختصر نمو ده  و کازرون را هم جدا از جامعه ی جهانی نمیداند، اما بررسی مشکلات کازرو ن را به طو ر خصوصی با این فرضیه  مو رد مداقه قرار میدهد که (جهان امن و ایده آل است و هیچ مشکلی در هیچ جای جهان نیست غیر از  کازرو ن) بنابر این درادامه بحث، آغازه، میانه و پایانه این گفتار را بر دو عنصر اساسی تقسیم می کند:

1.          اقتصاد

2.         فرهنگ

د وعنصر بالا درحقیقت حکم دوبال پرواز را دارد که کازرون بظاهر از هر دوبال بر زمین نشسته است. اگر چه زخمهای کاری این دو بال، لاعلاج نیست اما به آسانی هم درمانپذیر نخواهد بو د. چه بسا اگر بال اول بهبود یابد، بال دوم حتما و به سرعت التیام یافته، پرنده ی کوچک خوشبختی چهار صد هزار چشم به راه را به پرواز درخو اهد آ ورد.

اقتصاد، همو اره مبتنی بر ارتباط بو ده و هست. حیات هر جامعه ای با تکیه بر حدود ارتباطی و  تعاملات فی مابین است که جان می گیرد. اقتصاد، حکم بال ا و ل این پرنده  را دارد و  کازرون، چهار دهه بسیار جنجالی و اساسی از داشتن این بال حیات، محروم بوده است. بخاطرانحراف جاده !!!!!!!!

  " جاده " راه را نزدیک نمی کند." جاده " مسیر را همو ار نمی کند. " جاده " تصادفات را کم نمی کند. " جاده " همه برکات خداوند را با خود به همراه دارد. مردم کازرون از جماعت بریده اند. فشارهای جهانی بر ایران از یکسو ، تجمل گرایی و  غرب زدگی قشر یک شبه مرفه شده ی بی درد نیز، از سو یی دیگر، کمربند امنیت عمومی را شدیدا فرسو ده  است. بیکاری و ابهام گرایی فرهنگی از درون، تاب مقاومت را در مقابل خرده فرهنگهای مُشمئزکننده و ویرانگرغرب ازدست داده، حلقه را برجوانان خلاق و آوانگارد بومی تنگ کرده است. لذا نگارنده در مرحله نخست، تاثیرجاده را برای پرواز پرندگان خوشخو ان و تدوین برنامه های زمان بندی شده اقتصادی بسیار موثر، و " تنها راه نجات" می داند.

"زنده باد طبا طبا یی،  – زنده باد نور اللهی" مردم کازر و ن در ایام کو دکی نگارنده، چلچراغی بو د که فراروی عو ام برای ازسرگیری جاده ( یعنی ارتباط) به صدا در می آمد و  این سریال بی دنومان هنوز هم ادامه دارد. با این تفاوت که این بار با فانوسی سوسوزن و درباد .!!!!!

جاده یعنی  اقتصاد، یعنی فرهنگ، یعنی آب، یعنی نان، یعنی نظم، یعنی امنیت، یعنی شغل، یعنی یکجا نشینی بشر، یعنی مدنیت و آسایش و چو ن جاده نیست پس  کازرون از همه ی این نعمتهای خدادادی محروم است. جاده آواز زیبای روستایی را دلنشین تر میکند. آوازی که اینک دیگر به گوش نمی رسد. و چون جاده نیست،  صدای آب و آبشار و پرندگان و چرندگان طبیعت خدا هم به گوش نمی رسد. لباسهای زیبای  بومی تقبیح میشود و خرده فرهنگ رپ و هوی متال و تجمل پرستی و مد گرایی، جایگزین آن میگردد. در این عقب نشینی فرهنگی، هجمه ی غرب و سرابهایش، با  تغییر لباس و چند اصطلاح بیانی ختم نمی شود، بلکه تا هسته ی اصلی نظام اجتماعی، یعنی خانواده هم، نفوذ میکند. طلاق، ازدو اج های دیر هنگام ، سرسری گرفتن زندگی و بی تعهدی، فرزندان سرکوب شده ی آرزوهای جو انانی است که پشت دیو ار بی ارتباطی و بی شغلی به فردایی نا معلو م، چشم دوخته اند.لذا باید بپذیریم که طو فان آرزوهای بربادرفته، از انسان یک هیولای عقده ای و انتقامگر می سازد و بدتر اینکه به هنگام بازشدن عقده ها، خو اه ناخو اه، انسانها را به هر بهانه ای به جان هم میاندازد. جاده یعنی اینها.

جاده، بار ترافیکی و حجم کشته ها را کم نمیکند، بلکه زنده ها را امید، آرامش و آینده  می بخشد. جاده دیگر روستاییان را برای فروش انجیر و انگورو بادام کوهیِ کوه زران، به شانه های خطرناک خود فرا نمی خو اند. بلکه پلات زیبا و چشم انداز مزرعه های بارور کشاورزی، دامداری و آشتی با طبیعت خوب خدا را معنا می بخشد و چون جاده نیست، همه ی آن خوبیها نیست و چون همه ی خو بیها نیست، تنگ نظری ها، "از خو د کشی ها "، "حو ادث تلخ غیرقابل باور، " مهاجرت" و مشکلات پیوسته دیگر، به جان انسانهای خوب و مومن و شیرین زبان کازرون می اندازد. وقتی فضای کار تنگ می شو د، همکاران به جان هم می افتند و چو ن کار نباشد بیکاران به جان هم می افتند.     

                     صُب تا شو م مُنگه اَ جون همدیگه سر هیچی ندیم

                      وا ای مِقراض زبون همذا تیلیش هم نکنیم " (4)

اگر چه تنگ نظری و تخریب نیروهای خودی ، محصو ل گذشته های دور است و متعلق به اکنون نیست، همچنانکه محمدجو اد بهروزی می نو یسد: " ......مردمان کازر و ن خوش محاوره ، درستکار ، نیک کردار (هستند) جز آنکه در باره ی اهالی خود با نفاق و شقاق حرکت کرده، د و ستی را به پایان نمی رسانند." (5)

          حافظم  ای کازر و ن  بی  ، تا حالی  زنده نبی   

          بی نومُی داریم که قربش رو هزارتُ نومدارن

بنابر این، وقتی از بن، به حل مشکل آن توجه شود، هم زنده ها و دانایان مورد توجه قرار می گیرند و هم رسم بد مرده پرستی، از بین میرو د، که این همتی عجیب میخو اهد و جهادی وارسته از باند و جناح و پو ل و  پُست و  مَنّ!

         کازرون گل سی چِشَن،  درخت بُن دار بکالین

         هر چی کاشتین میا در، هو اش همیشه باهارن

نگارنده  در همین راستا، معتقد است که حتی نمایندگان انتخابی مردم هم، بایستی قبل از کاندیداتوری، تو سط شورایی غیر سیاسی، مورد بررسی علمی- تخصصی قرار گیرند و هیچ مصلحتی غیر از رضایت خداوند ، شادی ر و ح شهدای عزیز و خدمتگزاری به مردم در کار نباشد. معمولا در اغلب شهر ها و کشو رهای جهان، تا زمانی که نمایندگان جناحها، برای تصدی پست های مختلف تبلیغات می کنند، حتی ممکن است نزاع هم بکنند، اما پس از انتخاب، همه چیز به سرعت، به حالت عادی بر می گردد و آرامشی معمو ل، از سر گرفته میشو د، همه با هم برای آرامش، امنیت و بهروزی جامعه، تلاش و نقدهای مدبرانه می کنند. اما در شهر کو چک ما، تخریب و بدگوییها، از زمانی شروع می شو د که انتخابات تمام شده و متصدیان بسم الله گفته اند.!!!

نقد و اعتراض فی نفسه رکن اصلی پیشرفت هر جامعه ای است، اما اگر به تخریب و تنزیل مدیر یا متصدی تبدیل گردد همان نباشد بهتر است. بی تردید تمام آنانی هم که در این میان از پست، برای  تسو یه حساب شخصی خو د با دیگران سو د برده اند و بی تخصص بر مسندی نشسته اند، هرگز متعهد نبوده و یقینا، به آرمانهای شهدای عزیز و مردم فهیم و شکیبای کازرو ن، کوچکترین نگاهی نداشته اند.

 نگارنده ، در پایان به فرایند اهمیت جاده و اقتصاد فرهنگی آن، چه از جنبه های توریستی، چه اشتغال زایی و چه باز آفرینی هنرها( صنایع دستی بو می، تجسمی ، نمایشی و ادبی) به عنو ان اهرمهای ارگانیک پرواز پرنده ی کو چک خوشبختی مردم کازرون، تاکید ورزیده، ازخداوند مهربان آگاه و تو انا می خو اهد، همای سعادت را بر آسمان شهر سبز و فرهیخته پرو ر کازرو ن به پرواز درآورد. شهری که پدر، مادر و خاطرات یک عمر ما را در خود جای داده است.

                                          دِ لُم ، میل   دِلِت   کِرده ،  قشنگُم   

                                          رفیقِ  شُو  سیا    وا  روزِ   تَنگُم

                                          تواو نجُمجِرکی، مواینجُ میسوزُم

                                          بی یَره،  دَ سّیکِه، کِه ، پَنگ پَنگُم

                                 

                                     .................................................................................

1.دشتی زاده، عبدالرضا.پارینه سنگی در تنگ چو گان. کازرون نوشت. شهریو ر 1385  

2.انجوی شیرازی.ابو القاسم. دیوان حافظ. 

3. مردانی .نصرالله. مجموعه شعر

4. پزشکیان، محسن. مجموعه شعر( دهه ی چهل)

5. بهروزی ، محمد جو اد .شهرسبز. ص 150 به نقل از آثار الرضا.

منبع : کازرون نوشت

0 دیدگاه

ثبت دیدگاه

کازرون آوا

آوای شهرستان کازرون

پشتیبانی : 09052326004