آپارتمان - كاظم دهقانيان‌فرد

آپارتمان - كاظم دهقانيان‌فرد

آپارتمان - كاظم دهقانيان‌فرد

سال‌ها پيش مثلاً چهل پنجاه سال پيشتر، آن زمان كه هنوز معماري ايراني و خانه‌هاي طاقي و پنج دري‌هاي زيبا و ارسي‌هاي بالاي سر درها و درك‌ها، دستخوش پيشرفت و تمدن غربي نشده بود، خانه ها صفايي داشتند.حياط‌ها وسيع‌تر از اتاق‌ها بودند و جولانگاهي براي ورجه وُرجه و قايم باشك بچه‌ها بود.

حوض وسط حياط و دهن شير گوشه‌ي آن و گل‌هاي شمعداني و احياناً چند ماهي قرمز و تخت‌هاي چوبي كه معمولاً كنار حوض مي‌زدند. حكايت ديگري بود، درختان نارنج و ليمو و حتماً درخت انگور،  كه جزء لاينفك حياط‌ها بود دل اهل خانه را به شادي و فرح مي‌نشاند، مخصوصاً   عصرها كه آب ‌پاشي حياط گلي و يا گچي، بوي خاصي در هوا مي‌پراكند، خاك منزل را دامنگير مي‌كرد و بي‌نياز از صحرا و  دشت و پارك اگر چه پاركي هم نبود، هر چه بود صفا بود و بعضي از مردم خوش ذوق هم مي‌خواندند.

خاك اين منزل ما بر همه‌ دامنگير است

هر كه يك دم بنشيند ز خيابان سير اسـت

به هر حال خانه‌ها معمولاً مثل هم بودند، فقط خانه‌هاي اعيان و اشراف‌ و تجار كه تعدادشان كم بود. خيلي بزرگ‌تر و دلگشاتر مي‌نمود، حوض‌هاي عريض و طويلشان، پنج دري‌ها و بالاخانه‌ها، زيرزميني‌اي وسيع و پت و پهنشان، گل و گياه و درختان هم چنين گچ بري‌هاي زيبا و گل و بته‌اي و مرغي، نشان از بزرگي صاحبخانه مي‌داد اين خانه‌ها چه اعيان نشين و چه فقير نشين زمستان با يك منقل آتش گرم و تابستان با يك آب پاشي و حركت نسيمي ملايم، خنك مي‌شد، مشكل انرژي هم حل بود، اما كم كم تيرآهن آمد و پروفيل و سپري،‌ و درهاي آهني  جاي درك و دريچه ودرهاي چوبي و خانه‌هاي طاقي گرفتند. حياط‌ها سفت و سخت شدند، طاق‌ها  به سقف‌هاي چهار گوش و قوطي كبريتي تبديل شدند، و به قول يكي از استادان معماري اسلامي. دريچه‌هاي لندني، عريض و طويل و چهارگوش  جاي ارسي‌‌ها مدور گرفتند. ايشان مي‌گفت: اين دريچه‌ها مخصوص لندن است چون آن‌جا دائم هوامه آلود است. دريچه‌ها و پنجره‌ها را بزرگ مي‌سازند. از نور آفتاب و روشنايي روز بيشتر استفاده كنند. اما با كمال تأسف اين دريچه‌ها را به كشور آفتابي ايران مخصوصاً به شهر هميشه آفتابي كازرون آوردند. حالا يك حصير آن طرفش مي‌اندازند و يك پرده كركره اين طرفش، و روي پرده كركره هم دوباره پرده‌اي تزييني مي‌اندازند و يك رو فرشي روي قالي‌ها تا رنگشان نپرد. تازه اين اول بدبختي است چون ساختمان‌ها، نه زمستان با بخاري‌هاي گران قيمت گرم و نه تابستان با كولرهاي آخرين مدل سرد مي‌شوند. اين استاد مي‌گفت ما مثل كلاغ راه رفتن خودمان هم فراموش كرديم.

خلق را تقليدشان بر باد داد

اي دو صد لعنت بر اين تقليد باد

حتماً مي‌پرسيد كه اين حرف‌ها چه ربطي به سرمقاله دارد. اول اين نكته را داشته باشيد. خانه‌هاي آن‌زمان‌ها به قول همان استاد هر چه هم بالا خانه داشت، پنجره‌هايش ،حياط خانه‌ي ديگران را ناامن نمي‌كرد. چون حياط خانه‌ها و ناموس مردم خيلي اهميت داشت.

اگر سري به خيابان‌هاي كازرون بزنيد مي‌بينيد كه آپارتمان‌هاي چند طبقه مثل قارچ كه چه عرض كنم مثل درخت اكاليپتوس سر از خاك بر مي‌دارند و صاحبانشان را از خاك بلند مي‌كنند. اين نوع آپارتمان‌ها از تحفه‌هاي غرب است كه به ما و شهر ما هديه شده است هر كدام از دريچه‌ها اين برج‌ها كه باز شود حياط چند خانه  مثل حياط منزل نگارنده و همسايه‌ها ناامن مي‌كند و اهل خانه مجبورند با همان هيبت كوچه‌اي و خياباني در حياط ظاهر بشوند. و جالب است كه شيشه‌هاي اين آپارتمان هم فقط اين ورش پيداست، يعني اگر باز نشود باز هم حياط خانه‌هاي زير دست ناامن است، شايد در كشورهاي ديگر بنا به دلايلي اين مسئله‌ خيلي مهم نباشد، اما در كشورما مخصوصاً شهر ما اين مسئله‌ بسيار مهم است. از ويژگي‌هاي ديگر اين آپارتمان‌ها نداشتن فضاي سبز و ميداني است براي بازي و تفريح بچه‌هاست. اين‌ها فقط انبوه سازي مي‌كنند فضاي سبزش با خداست. شما فكر كنيد كودكان و نوجوانان اين روزها با اين همه انرژي‌هاي كمپلكس شه كه در خانه‌هاي حيات دار ببخشيد حياط دار بزرگ مي‌شوند. چگونه‌اند، واي به حال كودكان بيچاره‌اي كه در آپارتمان زندگي مي‌كنند و نهايتاً 30 متر مربع اجازه‌ي بازي و ورجه و‍ُورجه دارند كه اين هم مبل و ميز و صندلي و تلويزيون و كمدهاي نمايش اجناس لوكس چنان جلوش بسته است كه گويي اسكندر جلو يأجوج و مأجوج ايستاده است، خدا مي‌داند اين كودكان و نوجوانان وقتي كه پا به كوچه و خيابان مي‌گذارند چگونه مي‌دوند. خدا نكند سوار دوچرخه يا موتورسيكلت بشوند راستي خدا نصيب ما نكند. ساكنان اين آپارتمان هم چقدر بايد در و ديوار را تماشا كنند و در حسرت آب دادن يك گل و يك باغچه‌ي كوچك، هر روز دلتنگ‌تر شوند. گل‌هاي مصنوعي و گل‌هاي آپارتماني بي‌بو و بي‌خاصيت هم كه دردي دوا نمي‌كند. امام محمد باقر(ع) مي‌فرمايد:«يكي از تيره روزي‌ها تنگي منزل است» البته اين را هم عرض كنم كه اين بنده از گراني قيمت زمين – كه انبوه سازي هم آن را ارزان نكرد – و مصالح ساختماني و كمي حقوق ودرآمد بسياري از آپارتمان نشينان و... خبردارم اما عزيزان! شوراي شهر سابق كه اولين اجازه نامه‌ي انبوه سازي را صادر كردندو شوراي شهر فعلي كه دنباله‌ي آن را گرفتند. مي‌توانستند اجازه‌ي انبوه سازي را بيش از ساختمان دوطبقه در شهر ندهند در عوض زمين‌هاي مناسب اين كار را به صورت شهرك با ساختمان‌هاي چند طبقه، ميدان، فضاي سبز، زمين بازي انتخاب و اقدام كنند چون حضور اين ساختمان‌هاي بلند مخصوصاً در وسط شهر متأسفانه نه با دين ما سنخيت دارد و نه با آداب و قوميت ايراني ما.

در پايان مطلب را با حديثي از پيامبر بزرگوار اسلام به پايان مي‌برم: حضرت محمد(ص) فرمود: «از خوش بختي‌هاي مرد مسلمان داشتن مسكن وسيع است.»

 (این مطلب در هفته نامه‌ي سلمان شماره277 نیز منتشر شده است)

کازرون آوا

آوای شهرستان کازرون

پشتیبانی : 09052326004