میرزا محمدرضا برادر کوچکتر میرزا محمدحسن عکاس باشی
میرزا محمدرضا برادر دیگر، دومین عکاسخانه را در شیراز افتتاح کرد. اعلان و قیمت عکاسی و اسناد دکان عکاسی او پس از صد سال هنوز باقی است.
در یکی از اعلانهای او آمده بود که امکان گرفتن عکسی به اندازه تمام قد یک انسان که یک وجب از بالا و یک وجب از پایین آن باز باشد، برای او مقدور بوده، یعنی او می توانسته عکسی به طول دو و عرض یک متر چاپ کند.
به گفتۀ صانع، الآن این کار با فنون عکاسی دیجیتال برای عکاسان ایران ممکن شده است. خلاقیتهای دور از ذهن آنان برای آن دوران عجیب بوده. در آن زمان عکاسان شیرازی عکس را حتی روی سنگ مرمر یا تخممرغ نیز چاپ می کردند.
میرزا فتح الله هم دکان عکاسی دیگری در شیراز تاًسیس کرد به نام فردوسی که در پشت ارگ کریمخانی واقع بود. این دکان به همت فرزند ارشدش تا همین چند سال پیش نیز فعال بود.
صانع که کتاب های “به یاد شیراز” و” پیدایش عکاسی در شیراز” را تالیف کرده می گوید: یکی از منابع تاریخی برای تحقیق درباره وقایع بعد از جنگ جهانی در فارس عکسهای خانوادۀ چهره نگار است که از درگیری بین عشایر با ماًموران حکومتی و تحصنها در تلگراف خانه برای اعلام همبستگی با آزادی خواهان تهران و مراسم اعدام گرفته شده است.
میرزا حسن عکاس باشی و میرزا یحیی امام جمعه شیراز در کنار دو صاحب منصب خارجی چهره نگاران شیراز عکاسان بداهه بودند
زنده یاد بهمن جلالی، مدرس و محقق تاریخ عکاسی ایران نیز در باره برادران عکاسباشی یا چهره نگار باور داشت: چهره نگاران عکاسان بداهه بودند، یعنی آثارشان دارای خلوص و اصالت است. ساختار عکسهایشان کاملا ایرانی و به دور از هرگونه تقلید است. بین عکس و مخاطب حائلی نیست و ترکیب بندی عکسها ایرانی بودن آن را نشان میدهد.
عکاسخانههای شیرازی نور نداشت. عکاسخانهها را در حیاط خانهها برپا میکردند و برای اینکه نور را کنترل کنند، آلاچیقهایی میساختند که رویش درخت انگور بوده و برگهای این درختها نور را می شکسته و باعث میشده که نور کنتراست نداشته باشد. بیننده در این عکسها نور نرمی را حس میکند که انگار وجود ندارد. درست برخلاف عکسهای امروزی که نور، عنصری مشخص و قابل تشخیص است.
جلالی معتقد بود: این عکاسان آرایش و دکوری که برای عکسها استفاده میکنند، همان آرایش حیاط خانه شان است. شما در عکس هاشان گلدانهای شمعدانی میبینید، قالی و قالیچه میبینید.